X
تبلیغات
كردستان بهترين سرزمين دنيا

وه‌ره‌ جه‌لاد! وه‌ره‌ گیانم هه‌موو له‌ت له‌ت بکه‌ تاکوو بزانی چۆنه‌ ئیمانم.

درباره وبلاگ
كه وفدی
ده جيته شوينى
بو سه ر گورى سه ربازى ون
تاجه گولينه يك دينى
ئه گه ر سبه ى
وةفديك بيته ولاتى من
ليم بپرسى
كوانى گورى سه ربازى ون؟
ده ليم گه ور ه م

له كه نارى هه ر جوگه يى
له سه ر سه كوى هه ر
مزگه وتى
له به ر ده رگاى هه ر مالى
هه ر كليسه يى
هه ر ئه شكه وتى
له سه ر به ردى هه ر شاخى
له سه ر دره ختى هه ر باخى
له م ولاته
له سه ر هه ر بسته زمينى
له ژير هه ر گه زه ئاسمانى
مه ترسه !

كه ميك سه ر داخه و
تاجه گولينه كه ت دانى


پيوندهاي روزانه
پيوندها
طراح قالب

سيستمي ئي وه

 
پارک ملت و زیبایی های مخروبه اش
 

همواره برای میهمانان و مسافرینی که از شهری می گذرند نمادهایی از آن شهر در ذهن شان برای سال ها نقش می بندد.برای مثال مسافرینی که به سنندج سفر می کنند ، مجسمه ی آزادی را به عنوان نمادی از  فرهنگ مردم شهر سنندج برای سالها به خاطر می سپارند. پارک ملت نیز نمادی از شهر دیواندره برای مسافرین و میهمانان است . استراحت گاهی دل نشین و زیبا با درختان تنومند چتری و  گلابی و سرو های سر به فلک کشیده که لحظات خوشی را برای مردم شهر و مسافرین و میهمانان فراهم ساخته است .پارک ملت بزرگترین و اصلی ترین پارک شهر است. قدمت این پارک به سال 1335 برمی گردد، گفته می شود ،این پارک در ابتدا به دو بخش کاربری تفریحی و جنگل تقسیم شده که بخش جنگل آن در اختیار اداره ی جنگل بانی شهر بوده است ، سال 1358 با توجه به وسعت پیدا کردن شهر و نیاز بیشتر مردم به فضای سبز ، اداره ی جنگل بانی، بخش شمالی پارک را که در حوضه ی استحفاضی  خود قرار داشت را جهت توسعه ی پارک به شهرداری تحویل داد.

پارک ها بر حسب شکل ، خصوصیات منطقه ای ، کلیمائی ، چگونگی عادات و سنن و نحوه استفاده به چند دسته تقسیم می شوند :

1- پارکهای جنگلی.

2- پارکهای ملی.

3- پارکهای عمومی.

اصولاً طبیعت پارک های عمومی به گونه ایست که تمام طبقات مردم می توانند از آن استفاده کنند. به عبارت دیگر این پارک ها به منظور گردشگاه و محل استراحت عموم مردم می باشد بر همین اساس پارک ملت دیواندره را باتوجه به خصوصیات و ویژگی هایش جزو پارکهای عمومی محسوب می شود.

 علاوه بر نکات فوق یکی دیگر از خصوصیات مهم و مفید پارک های عمومی تاثیری است که در آب و هوای شهرها می گذارد و خود به حفظ بهداشت محیط وسالمتی افراد کمک می نماید. در پارک های عمومی باید سعی شود که تمام وسایل سرگرمی و رفاهی تقریباً برای همه گونه سلیقه، فکر و سن وجود داشته باشد .

تاسیساتی که در پارک های عمومی ضروری است  را می توان : تشکیلات اداری ، تشکیلات ساختمانی پارک ها (خیابان های مخصوص عابرین پیاده ، درب های ورودی و خروجی ، پارکینگ ، موزه ، گلخانه ها و گرمخانه ها ، آکواریوم ) ، تشکیلات تزئیناتی(آب نما ، برکه ، دریاچه های مصنوعی ، جنگل کاری ) ، گل کاری و چمن کاری نام برد.

با یک مقایسه بسیار ساده در می یابیم که پارک ملت شهر ما سوای نعمت های خدادی ، از کمترین امکانات رفاهی برخوردار است. وسایل بازی را سالها پیش شهردار وقت گل پرور خریداری کرده ، وسایلی که بعضا خود باعث آلودگی پارک شده است (هواپیما).

چند سال قبل با هرس نامناسب درختان شاهد خشک شدن درختان زیبای ورودی پارک بودیم.هرچند اکنون این پارک شش خدمه دارد اما همچنان شاهد خشک شدن درختان و چمن های آن هستیم.

عدم نظافت و مخروبه بودن بخشهایی از پارک بشدت بر ظاهر این پارک قدیمی و زیبا تاثیر گذاشته است.سال گذشته اداره ی گردشگری برای احداث سرویس بهداشتی در قسمت شرقی پارکینگ خاک برداری کرد که همچنان اقدامی برای احداث سرویس صورت نگرفته است.

گل خانه پارک به خرابه ای تبدیل شده است. در جنب این گل خانه درختان قطع و زمین به صورت بسیار نامناسبی تخریب شده ، گویا جهت کندن چاه آب بوده و در نهایت به ناکامی در رسیدن به آب و خشک شدن سایر چشمه های آب منجر گردید.

البته چند ماه اخیر شهرداری با نور پردازی نقاط تاریکی از پارک که پیشتر به دلیل تاریکی در شب غیر استفاده بود گامی  موئثر برداشته است ، اما این یادگار نیاز به توجه بیشتری دارد.

امید است با آبیاری و هرس به موقع درختان ، رسیدگی به چمن ها ، نسب امکانات جدید بازی ، استفاده از مجسمه های زیبا و تازه ، راه اندازی پیست اسکیت ، راه اندازی وسایل ورزش های همگانی ، برنامه ریزی صحیح  فعالیت های عمرانی پارک و  همچنین نظافت منظم و یکپارچه از این موهبت الهی و یادگار طبیعی برای فرزندانمان مراقبت نماییم.

 

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
پارچه هه لبه ستی ئاوازیکی شوان په روه ر له گه ل گورینه وه به فارسی

Li kolane bajare avrupa li kecek kurd rast hatim be xodi digeriya

در کوچه و پس کوچه های اروپا با یک دختر کرد روبرو شدم

Bi dilgermi bervi min hat xuya bu li cara sere xo digeriya

با دلگرمی به سویم اومد و معلوم بود دنبال راه چاره ای برای خود میباشد

Min go delale delale

گفتم ای ما ه چهره

Sirine hevale

ای دوست و خواهر

Be xodi  be male

بی صاحب و بی خانه

Ci digeri

دنبال چی میگردی

Go lolo birawo em bi ber zolma baye res ketin iro welate durye va derketin

گفت ای برادر ، ما از ظلم طوفان سیاه  فرار کردیم ،خودمان در وطن غریبه دیدیم

Weke min hezara hene be karo sermiya welate xeribye sermeze ketin

هزارن نفر مثل من هستند ، بی پول و سرمایه در وطن غریبه شرمنده شدند

Min go delale delale

گفتم ای ماه چهره

Sirine hevale

ای دوست و خواهر عزیز

Be xodi be male

بی صاحب و بی خونه

Ka beje ez cibikim

بگو من چکار کنم

Disa go lolo keko bele heq negotine welate meriya sirintire

باز هم گفت ای برادر ، آری راست گفتند. وطن خود آدم خیلی شیرین تره

Ger hindiki azadi hebya bircibuna walate me ter buna walate xelqe bi rumet tire

اگر کمی آزادی باشه ، گرسنگی وطن آدمی خیلی از سیر بودن وطن غریبه خیلی بهتر است

Min go delale delale

گفتم ، ای خوب ماه چهره

Sirine hevale

ای دوست و خواهر عزیز

Be xodi be male

بی صاحب و بی خونه

Bele tu rast deji

آره تو راست میگی

Ka emji welate xo sen bikin

بیا ماهم وطن خود را گلستان کنیم

Welat azadiye

یک وطن آزاد داشته باشیم

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
شار نیوز

                                        ئاژانسی ده نگو باسی سه قز

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
تیروژ
تیروژ

مالپه ری ده نگو باسی شاری دیوانده ره  تیروژ

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
شه لماش - سه ر ده شت 9/6/86
 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
کردستان عراق ×××××××××× از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

کردستان عراق

 

پرش به: ناوبری, جستجو
حكومه‌تی هه‌رێمى كوردستان
دولت فدرال کردستان
پرچم کردستان
پرچم کردستان عراق

آرم کردستان
آرم حکومت کردستان
سرود ملی: ای رقیب
تصویر: LocationIraqiKurdistan DeFactoMap.png
زبان‌های رسمی کردی و عربی
پایتخت اربیل
ساختار سیاسی دموکراتیک
رئیس جمهور مسعود بارزانی
نخست وزیر نچیروان ادریس بارزانی
تأسیس ۱۹۷۰
مساحت حدود ۸۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع
جمعیت
 – مجموع(۲۰۰۵)
 – تراکم
حدود
 ۵٬۵۰۰٬۰۰۰
 ۴۰ نفر در کیلومتر مربع
روز ملی نوروز (۱ فروردین)
یکای پول دینار
منطقه‌ زمانی UTC+3

اقلیم کردستان یا کردستان عراق یک واحد سیاسی‌ در شمال شرقی میانرودان در خاورمیانه‌ است که‌ امروزه‌ بخش شمالی عراق امروزی است. کردستان عراق از شرق با کردستان ایران از شمال با کردستان ترکیه‌ و از غرب با کردستان سوریه هم‌مرز است. پایتخت آن اربیل است و ساختار سیاسی آن دموکراتیک ‌است.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

[ویرایش] نام

نام کردستان از ترکیب دو واژه‌ کرد و پسوند مکانی ستان گرفته‌شده‌ است که‌ رویهمرفته‌ به‌ معنی سرزمین کردها است. بنا بر قانون اساسی عراق نام این منطقه‌ اقلیم کردستان است.

[ویرایش] تاریخچه‌

مقاله‌ اصلی:تاریخ کردها

منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخش اصلی امپراتوری آشور را تشکیل می‌داد. آشور بانیپال در سال 633 پ م در گذشت. شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال 614 پ م از کوه های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی مادها و بابل تجدید شد. در سال 613 پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال 612 پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ماد روی اورد. در دوره‌های بعدی این منطقه بخشی از امپراتوری‌های هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.

در زمان ساسانیان منطقه امروزی عراق را ناحیه سورستان یا دل ایرانشهر می‌نامیدند و طبق تقسیمات کشوری ایران آن زمان، سورستان به دوازده استان و شصت تسو (شهرستان) بخش شده بود. بیشتر بخش خاوری منطقه امروزی کردستان عراق در استان شادپیروز قرار داشت. شمال غربی کردستان عراق استان بالا نام داشت. شهرهای بزرگ آن دوره در این منطقه، اربیل، گرمیان (کرکوک امروزی) و آشب (عمادیه امروزی) بودند.

تمام کردستان تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

امپراتوری عثمانی سالها چون ابرنیرویی بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرندهء سرزمینهای عربی،آسیای صغیر؛ بالکان فرمان ‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: (کردستان عثمانی)، سرزمینهای عربی، آسیای صغیر و بالکان تدريجا مستقل گرديدند.

(کردستان عثمانی)، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد. (البته در این کشورها هم همه نواحی «کردی» کاملاً کردنشین نیستند و اقوام غیرکرد هم در آن سرزمین‌ها سکونت دارند.

اقلیم کردستان در سال ۱۹۷۰ و در پی پیمانی میان حکومت وقت عراق و رهبران کرد عراق تشکیل شد.

[ویرایش] سیاست

عراق کشوری است با قومیت‌های گوناگون و ساکنان آن را عرب 72% و کرد 25% آسوری، ترکمن و غیره 3% تشکیل می‌‌دهند. کردها در نواحی شمال و شمال شرقی عراق که به کردستان عراق مشهور است زندگی می‌کنند و از لحاظ فرهنگی و زبانی و طرز پوشش با عرب‌ها متفاوتند.

پس از جنگ کویت و عراق و وضع ممنوعیت پرواز عراق به بالای خط ۲۳ درجه در سال ۱۹۹۱ کردهای عراق عملا توانستند حکومت خود را تأسیس نمایند و با حل اختلافات گروهی و قیام علیه حکومت بعث حکومت منطقه را به عهده گرفتند. کردها این خیزش را «راپه‌رین» می‌نامند. پس از ده سال و با حمله مجدد امریکا به عراق در شمال و شمال شرقی عراق که به کردستان عراق معروف است کردها حکومت خود مختاردر جمهوری فدرال عراق به طور رسمی تشکیل دادند. در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ نیز ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه عراق توسط کردها اداره می‌گردد. جلال طالبانی رئيس جمهور عراق استقلال کردستان از اين کشور را "ناممکن" میداند و میگوید:

"فرض کنيم که ما اعلام استقلال کرديم. عراق، ايران، سوريه و ترکيه نيازی ندارند که با ما جنگ کنند. اگر اين کشورها مرزهايشان را ببندند و جلوی عبور و مرور ما را بگيرند، ما چگونه به زندگی ادامه دهيم؟"

[ویرایش] جغرافیا

کردستان عراق منطقه‌ای کوهستانی است. بلندترین قله‌ آن 3611 متر ارتفاع دارد.

[ویرایش] اقتصاد

[ویرایش] استان‌ها

کردستان عراق بین شش استان تقسیم سده‌ است که‌ از این میان حکومت کردستان بر سه‌ استان اربیل، سلیمانیه، دهوک و قسمت‌هایی از استان‌های نینوا و دیاله تسلط دارد. ‌هچنین حکومت کردستان تقاضای الحاق استان تأمیم (کرکوک) و قسمت‌های بزرگ‌تری از استان‌های دیاله و نینوا (موصل) را کرده‌است.

فهرست شهرهای کردستان عراق


[ویرایش] نیروهای مسلح

بیشتر نیروهای مسلح حکومت اقلیم کردستان را پیشمرگ‌ها تشکیل می‌دهند. پیشمرگ‌ها نیروهای مسلح کردی هستند که سنتا از جانب کردها به‌ این نام نامیده‌شده‌اند. نیروهای پیشمرگ کردستان عراق در پروسه‌ سرنگونی رژیم بعث از جانب نیروهای همپیمانان در سال 2003 در قسمت شمالی عراق نقش عمده‌ای داشتند.

[ویرایش] منابع

بخش تاریخ باستان: «فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی» محمد محمدی ملایری، جلد دوم: دل ایرانشهر، تهران، انتشارات توس 1375.


[ویرایش] پیوند به‌ بیرون

گروه‌های قومی در عراق
گروه‌های قومی در عراق


این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

كردستان عراق در حال حاظر...

پس از پايان دومين جنگ خليج فارس،‌ حكومت عراق دچار ضعف شديد سياسي و نظامي شد. پس از اعلام عراق به عنوان منطقه پرواز ممنوع، حكومت عراق تصميم به عقب نشيني از منطقه شمال گرفت. علت اين تصميم هنوز به وضوح مشخص نيست اما به گمان برخي از ناظران سياسي، اين اقدام يك تاكتيك از سوي حكومت عراق بوده است و حكومت عراق با اين پيش فرض كه اختلافات عميق تاريخي ميان گرو‌هاي كرد و قرار گرفتن آن در كنار كشورهايي كه با تشكيل واحدي مستقل كردي مخالف هستند خود به خود آن‌ها را د حالت ضعف قرار خواهد داد، نيروهاي خود را از كردستان خارج كرد. بدين ترتيب حكومت عراق توان خود را براي مواجهه با خطر بزرگتري كه همان نيروها و گروه‌هاي مخالف داخلي است، روانه مركز كرد. با خروج نيروهاي عراقي از كردستان، پيش بيني‌ها به واقعيت تبديل شد و اختلافات داخلي كردها بالا گرفت. با اين وضعيت هيچ خطري از سوي كردها حكومت عراق را تهديد نكرد و توانست مخالفان داخلي به ويژه مخالفان سرسخت منطقه جنوب را سركوب كند. پس از خروج نيروها عراقي از كردستان، در اين منطقه خلأي اداري و سياسي در منطقه به وجود آمد. به همين دليل كردها با اجراي انتخابات در سال 1992 اقدام به تشكيل حكومت كردند ، اما اين حكومت توانايي مديريت امور منطقه را نداشت. دو حزب بزرگ دموكرات و اتحاد ميهني كرسي‌هاي پارلمان و وزارت‌خانه‌ها را بين يكديگر تقسيم كردند اما چيدمان اداري آن‌ها به گونه‌اي بود كه حكومت را فلج كرد و از تحرك بازداشت. بر اساس توافق‌نامه‌ها، وزير و معاونان او بايد از دو حزب مختلف باشند اما اختيارات وزير با معاونان در به يك اندازه بود كه منجر به بروز اختلافات شديد شد. اين اختلافات بر سر حاكميت ابراهيم الخليل منطقه‌اي مرزي واقع در استان دهوك كه از اهميت بالاي اقتصادي برخوردار است به شدت بالا گرفت كه به جنگ داخلي ميان دو حزب در سال 1994 انجاميد. با ميانجي‌گري‌هاي آمريكا و انگليس و پس از نشست‌هاي متعدد دو حزب با حضور ميانجي‌ها، بارزاني و طالباني معاهده صلحي در واشنگتن در سال 1998 امضا كردند. به جز درگيري و جنگ ميان دو حزب اصلي كرد اتحاد ميهني و دموكرات در كردستان، منطقه شاهد درگيري‌هاي ديگري نيز بود از جمله درگيري ميان حزب اتحاد ميهني و احزاب اسلامي كرد و درگيري ميان دو حزب اتحاد ميهني و دموكرات كردستان از يك سو و حزب تركي كارگران كردستان (پ‌ك‌ك). ارتش تركيه نيز با استفاده از درگيري كرهاي عراق با پ‌ك‌ك، به بهانه سركوب جدايي طلبان كرد تركيه، وارد كردستان عراق شد و به سركوب كردهاي مسلح پرداخت. اين تنش‌ها مردم كرد منطقه را بر آن داشت تا به اروپا، آمريكا و ديگر مناطق جان مهاجرت كنند به گونه‌اي كه نسبت مهاجرت كردها ر دوران حكومت دو حزب كردي بيش از مهاجرت در دوره حكمت نظام سابق عراق ارزيابي شده است. اقتصاد منطقه كردستان به طور كامل مستقل از اقتصاد حكومت عراق بود. در منطقه كردستان دينار اصلي عراقي كه چاپ سويس بود درمعاملات رد و بدل مي‌شد در حالي كه در ديگر مناطق عراق از دينار كم ارزش چاپ چين استفاده مي‌كردند. عمده در آمد منطقه كردستان از ماليات نفت‌كش‌هايي كه با عبور از ابراهيم الخليل نفت به تركيه صادر مي‌كردند تأمين مي‌شد همچنين با ايران و تركيه روابط تجاري _ بازرگاني داشتند. پس از حمله نيروهاي چند مليتي به رهبري آمريكا به عراق و سقوط نظام بعثي، دو حزب دموكرات و اتحاد ميهني كردستان، اختلافات خود را به كلي كنار گذاشتند هم گام در تمام تغيير و تحولات سياسي عراق از جمله شوراي حاكميت، دولت موقت، انتخابات پارلمان و دولت فعلي عراق شركت كردند. هم‌اكنون جلال طالباني دبير كل رئيس جمهور عراق است و مسعود بارزاني رياست منطقه كردستان را بر عهده دارد. نيجرفان بارزاني برادر زاده مسعود بارزاني نيز به سمت نخست وزيري منطقه كردستان انتخاب شده است.

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
فراز هاي از سخنان پيشواي شهيد در دادگاه نظامي هنگام اعدام
ـ وصيت نامه قاضي محمد
با آن همه امكاناتي كه در اختيار من بود اگر جنگ مي كرديم شايد شكست نمي خوردم ؛ ولي براي جلوگيري از ويراني مهاباد و كشته شدن مردم جنگ نكرديم ؛ با آن همه امكانات وفرصتهايي كه در دست داشتم مي توانستم از مهاباد فرار كنم ؛ من اين نكته را دوبار هم به مردم مهاباد توضيح داده ام مي دانستم اگر فرار كنم در اين جا نيز همانند تبريز كشتار وغارت وچپاول خواهد شد ؛ من به مردم اطلاع دادم كه ممكن است كه مرا بگيرند وهم چنين بكشند ؛ اما براي اينكه ناموس تان حفظ شود ومورد تعدي قرار نگيرد فرار نمي كنم وخود را قرباني شما مي كنم وحال من به عهد خود وفا كرده ام وبر شما هم لازم است كه نسبت به بستگان من وفادار باشيد و انتقام من را بگيريد
افتخار مي كنم كه در راه ملتم جان خود را فدا مي كنم .
هنگامي كه قاضي محمد را براي اجراي حكم اعدام به پاي چوبه دار مي بردند دستمالي آوردند تا چشمانش را ببندند اما قاضي محمد اجازه نداد
او گفت اي خائنين ؛ من در برابر ملت و وطنم شرمنده نيستم كه چشمم را ببندم …. مي خواهم در اين دقايق آخر زندگي ام ؛ با عزت وسر بلندي به افق سحرگاه وطن محبوب وزيبا ودلارامم بنگرم كه چگونه گريبان تاريكي را چاك مي دهد
من فرزند وفادار ملتم بودم وهستم .
زنده باد ملت كرد درود بر كرد وكردستان



برگرفته از كتاب اسرار محاكمه قاضي محمد ويارانش
 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
سلاو ریز بو نیشتمان خانی خوشه ویست و خوشه ویسته که ی

وینه ی گوندی پالنگان له هه ورامانی روژ هه لات ۷/۲/۸۶

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
سه دان ساله
 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
دیوانی هه لبه ستی ماموستای نه مر هیمن
 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
ئه ی وه ته ن من ئیسته که ش سه ربازی توم
                                   kurdistan

ئه ی وه ته ن من ئیسته که ش سه ربازی توم
ئه ی وه ته ن من ئیسته که ش قوربانی توم
خاکی به ر پی و توزی که وشی ون بوکه ی شاخانی توم
ئه وه ته ن ده وره گه رد و شاعیری شارانی توم
گه ر چی پیلاوم دراوه و جل شرم
خوینی مه یوی سه ر زه وی رولانی توم
توره یی و ده نگی بلیندم
گه رچی دیشینی سه رت
لیم ببوره لیم ببوره
تو ده زانی داخ و ده ردی گیانی من
خاکی من تینویی ئاوه
کانیاوی خوینی من ویشکی ده کا
ماسی ئازادیم له کوی
کوا مه له ی شادی ده کا
تا به که ی لانکه ی خه یالم وا به تالی رابژی
تا به که ی به سته و خه یالم وا به یادی ئه و بژی
داده داده داده له بزی هه ر قسه م
ئیشی تویه وا له گیانی من قه سه م
ئه و که سه ی وا بی خه مه
خوی له سوچی ژووره که ی
غه رقی خوشی خویه تی
خوزگه جاریک روله که ی لی ون ببا

ا تا بزانی ئیشی من ئی کویه تی...



ئه ی وه ته ن من ئیسته که ش سه ر بازی توم...

هونراوه ی ئاگرین http://rahayi-7.blogspot.com/

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
وینه ی کوردوستان ...... پالنگان هه ورامان
 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
«یادی از روناک یاسین ، اسطوره شناس ایرانی»


من از یادت نمی کاهم

  خبرگزاري انتخاب : عرفان قانعی فرد:"روناك یاسین" در 30 جولای سال 1920 در یكی از روستاهای اطراف مریوان متولد شد، پس از مهاجرت به عراق , تحصیلات خود را در دانشگاه بغداد در رشته علوم تربیتی ادامه و پس از آن راهی دانشگاه بیروت شد. "یاسین"، سال 1949 وارد دانشگاه الزهرا مصر شد . وی، سال 1953 دارای كرسی در دانشگاه سوئد شد. سپس در دانشگاه مسكو به تحصیل در رشته جامعه‌‏شناسی و تاریخ پرداخت. تحقیق در زمینه اسطوره شناسی در مصر , سوریه و چین فعالیت "یاسین" در فاصله سال 1965 تا 1967 بود.

 

خبرگزاري انتخاب : نمی دانم چرا هر سال عید که می شود به یادش می افتم . هر چه خود را سرزنش می کنم که زیاد نگویم و ننویسم از او چون وعده اش دادم ، اما نمی شود ...امسال 1 ماه دیرتر شده ، اما باز هم این نوشتارم به او اختصاص یافته است .



قبل از سخن بهتر از او بگویم :
 
"روناك یاسین" در 30 جولای سال 1920 در یكی از روستاهای اطراف مریوان متولد شد، پس از مهاجرت به عراق , تحصیلات خود را در دانشگاه بغداد در رشته علوم تربیتی ادامه و پس از آن راهی دانشگاه بیروت شد. "یاسین"، سال 1949 وارد دانشگاه الزهرا مصر شد . وی، سال 1953 دارای كرسی در دانشگاه سوئد شد. سپس در دانشگاه مسكو به تحصیل در رشته جامعه‌‏شناسی و تاریخ پرداخت. تحقیق در زمینه اسطوره شناسی در مصر , سوریه و چین فعالیت "یاسین" در فاصله سال 1965 تا 1967 بود.

وی سپس برای تدریس به دانشگاه‌‏ هاروارد آمریكا رفت، در آنجا به تدریس اسطوره‌‏شناسی پرداخت ،سال 1969 "یاسین" به همراه "ساموئل بكت" و رمان‌‏نویس ایرلندی و برنده جایزه نوبل، جلسات نقد ادبی درام های تمثیلی را برگزار كرد و سال 1972 كاندیدای جایزه ادبی پولیتزر شد . روناك یاسین"، 30 سال در رشته‌‏های زبان و ادبیات انگلیسی، فرانسه ، لاتین، روسی , زبان شناسی و اسطوره‌‏شناسی به تدریس در دانشگاه‌‏های معتبر پرداخت . از جمله آثار این نویسنده و محقق كورد می‌‏توان به 110 مقاله ادبی و تحلیلی در تحقیق اسطوره‌‏شناسی , مجموعه نقد ادبی , بررسی اسطوره‌‏ها از مصر تا چین ، داستان روایتی , خاطرات یك رعیت كورد و مجموعه مقالات انتقادی مافیای قدرت و دفن دموكراسی اشاره كرد .

این نویسنده غربت گزیده كه تصویر او بر جلد آخرین شماره مجله نیویورك تا غیره نقش بسته، سال 1972 همان سال كه كاندید جایزه پولتیزر بود برای اولین بار به كوردستان عراق باز می‌‏گردد و به رسم جایزه یك سال زندانی می‌‏شود ".

یاسین" در طول 78 سال زندگی در غربت ، دوبار ایران میرود ، یك بار سال 1350 برای سخنرانی در دانشگاه پهلوی سابق و یك بار هم سال 1366 به دعوت سازمان ایران‌‏شناسی یاسین" پس از 82 سال تلاش و فراگیری زبان و تاریخ كشورهای گوناگون , در بامداد روز شنبه 13 آوریل سال 2002 به علت سكته مغزی در سن 82 سالگی در بیمارستان جان هاپكینز واشنگتن درگذشت . لازم به ذكر است ،به تازگی برای نخستین بار كتاب "یك رعیت كورد" به همراه دست نوشته‌‏ها و یادداشت‌‏های پراكنده این اسطوره‌‏شناس فقید در ایرلند , توسط اینجانب"عرفان قانعی فرد" به فارسی برگردانده شده است.

روناك یاسین" از بزرگترین منتقدان ادبی , زبان شناس و اسطوره‌‏شناس کورد بود، اما افسوس كه در میان مردمان سرزمینش ناشناخته بود . مرگ او ضایعه‌ای دردناك برای روشنفكران و علاقمندان به این بانوی فرهیخته است، او بنا به آشنایی‌‏اش با بزرگانی چون "ساموئل بكت" در گفتار و نوشتارش , محرومیت و درماندگی انسان‌‏ها را تصویر می كرد . انعكاس این گفته را می‌‏توان در داستان خاطرات یك رعیت كورد و مافیای قدرت و دفن دموكراسی كه نوعی اعتراض به اوضاع احتمالی و شرایط سیاسی منقطه‌‏ای معاصر است، مشاهده كرد .


" درباره نحوه آشنایی‌‏اش با "روناك یاسین" باید بگویم که من "روناك یاسین" را اولین بار در دوبلین در جلسه‌‏ای كه قرار بود مقاله‌‏ای را درباره زبانشناسی ارائه بدهم دیدم , پس از آشنایی من با وی -  که البته باز هم به لطف دوستی بود که تا آخر عمر به او مدیونم – مرا به اتاقش دعوت کرد . سیگاری دود می کرد با وجود  لباس سراسر سفیدش و سیگاری مونتانایی که دود می کرد ؛ چهره ای اسطوره ای برایم ساخت. یک کلمه کردی و فارسی سخن نگفت !... با وجودی که همزبانش بودم علی القاعده باید کردی حرف می زد ، اما نزد ! ... و من هم انگشت حیرت به دهان گزیدم که او را چه شده است ؟!.... دیدار اول چندان پر خاطره بود که ذهنم تا نیمه های شب درگیر او بود ... آخر در آن ایام چند سالی از رفت و آمدم به اروپا می گذشت و آدم زیاد دیده بودم... اما تو گویی جنس این یکی فرق داشت !

شاید در بین کردها ، گاه توسط بعضی همشهریان – ناسیونالیست یا بهتر است بگویم متعصب – ام به کذا متهم شده ام که زیاد درگیر گفتمان ایران ام و کمتر به کردها ذهنک را مشغول می کنم ، اما واقعا همیشه دوست داشته ام کردها را از منظر ایران ببینم و بدون ایران نمی توانم چیزی را تکه تکه کنم و برایش هویتی مجزا تعریف کنم  . هر چیزی در داخل وطن زیباست ..
به هر حال آن شب در هتل آرام و قرار نداشتم ...انگار باید می رفتم . هر روز مسافتی طی می‌‏كردم تا به دیدارش بروم و او بدون هیچ هراس و ابایی لب به سخن می‌‏‏گشود و گویی دیگر كسی برایش مهم نبود . و به من رمیده دل باور کرده بود ...

پس از چندی كه به دیدارش می‌‏رفتم – ویزایم تمام شد – و به ناچار او را با دریایی از آن خاطرات تو در تو و شنیدنی رها كردم و عازم آمریکا بود.  و پس از ترجمه بخش‌‏هایی از نوشتار پاره پاره و آشفته او , گفتار های ضبط شده من با او را ترجمه كردم و این گفتارها گاه به زبان انگلیسی، گاه به فرانسه و ندرتا – آن هم در این اواخر - به زبان كردی بود .

به ایران آمدم و مشغول انتشار فرهنگ نروژی ام بودم  و تایپ ترجمه "خاطرات یك رعیت كورد" را آغاز کردم  و با تمام توانم سعی كردم تا كمال امانت را حفظ كنم، زیرا به تفكر سیاسی و حساس او عشق می‌‏ورزیدم و حیفم می آمد که چیزی از قلم بیفتد. جنبه های صور خیالی او، رنگ و بوی جنبش و حماسه و سراسر آزاد اندیشی‌‏اش را دوست داشتم .

نوشته‌‏های "یاسین" به بازگو كردن حقایقی درباره ناسیونالیسم و خودمختاری كوردها و اندیشه احزاب پرداخته است و در قسمت‌‏هایی از كتاب احتمالا مولف نكاتی را از دیدگاه شخصی خویش ولو بی طرفانه و غیرمغرضانه ذكر كرده بود، من نیز به عنوان مترجم، بدون هیچ‌‏گونه اضافه و كاهشی , یا تغییر و تفسیری ترجمه كرده‌‏ام تا اصل امانت‌‏داری را رعایت كنم . "یاسین" با زبانی بسیار عامیانه و ساده خاطرات و صحنه هایی را از زاویه دید یك نفر رعیت به نام "محمود" باز می كند , خاطراتی كه شاید حكایت حال و روز بسیاری از رعایای كرد باشد . که هنوز در میان روستاهای دور افتاده چنین اند و شاید هزار سال بباید تا یکی از میان آنان یاسین شود .....

کتاب را به ارشاد بردم .... دست و دلم می لرزید که مبادا مجوز نگیرد ....اما 10 روز بعد گرفت !... از خوشی نزدیک بود دست آقای کمالی – مسئول وقت اداره کتاب- را ببوسم !... اشک در چشمانم حلقه زده بود وقتی از پله های وزارت ارشاد در بهارستان پایین می آمدم و خشحال بودم که چه سوغاتی خوبی برای مردم دارم .
رفتم نشر جامی / نیلوفر / کلمه / ...... تا دستان ، همه اظهار بی میلی می کردند و هر چه توضیح می دادم که "  آقا فروشش با مسئولیت من ! " کسی در آن راسته خیابان برای حرفم تره ای خرد نکرد !

ناشر نمایی که نمی خواهم اسمش را بیاورم – کتاب را گرفت و وعده ام داد که منتشر می کند... اما  رفت که رفت . مغازه اش به علت بدهی مصادره شده بود... خدا رحمت کند " آقایی " داستان نویس مرا برد به اداره کل بنیاد مستضعفان و جانبازان ... همان خانه قدیمی سالار جاف! ... مسئول آنجا هم توضیح داد که آقا این مغازه مال ما است و ایشان مستاجر اینجا بوده اند و به علت بدهی ما اموالمان را گرفته ایم و قصد آزار هیچ نویسنده ای را نداریم ... گفتم چه کنیم ؟ .. یارو آلمان است !...
خلاصه با همت دسته جمعی ، از محمد خلیلی – شاعر-  و رویا منجیم – مترجم – گرفته تا خود آقایی و حسن اصغری همه پول روی هم گذاشتند ، تا بدهی جور شود و همه به کتابشان برسند .
وقتی به دست نوشته هایم دست یافتم ، محکم بغلش کردم ....

تا زمستان 1383 که داشتم استرالیا میرفتم کتاب را به همراه ویرایش فرهنگ اصطلاحات فارسی شاپر اردشیر ( جی ریپورتر )  به نشر رسا سپردم و نیامدم تا فروردین 1384 که دیدم کتاب دومی منتشر شده و اما اولی را به خاطر ناشناس بودن یاسین در نیاورده است ... دلخوری پیش آمد و از رسا بیرون آمدم ...
و باز هم سالروز مرگ او بود و نمی دانستم چه کنم...موضوع را به یکی از دوستانم گفتم ...گفت مجوز که داری ...این هم 2 میلیون تومان پول ، اما منتشر شد این پول را به من برگردان !... در بهار 1385 در 266 صفحه، شمارگان 1250 نسخه و با قیمت 2950 تومان از اثر بیرون آمد.

از سویس گرفته تا عراق ، دوستانم از 1 جلد تا 10 جلد سفارش دادند ... و بعد کتابها را به سنندج بردم و ترسیدم در تهران هیچ توزیع کننده کتابی این کار را تقبل نکند و کتاب بمیرد !...روز شنبه که کتاب رفت ، روز 5 شنبه کتابفروش زنگ زد که" آقا نداری؟" باورم نشد که نشد ، در 5 روز 1000 نسخه در کردستان رفت که رفت.... و عاقبت پول به صاحبش بازگشت و او هم به خاطر سودش در پروژه اش ؛ آن را به نام یاسین اختصاص داد و 2000 نسخه کتاب برای مدارس خرید و اهدا کرد !
البته بنا به تفاوت من با همشهری‌‏هایم ،شاید اولین نفری باشم كه به گونه‌‏ای جسورانه "روناك یاسین" را به جامعه كتاب‌‏خوان کوردها و ایران شناساندم و آن شاید صرفا به خاطر خاطرات خوب و خوشی است كه با او در دوبلین داشتم....

* عرفان قانعی فرد

لطفا برایم نظرهایتان را بنویسید :
Erphan.qa@gmail.com.
http://www.erphaneqaneeifard.blogfa.com/

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
کوچی دوایی موهه ندس ئه ده ب
                                         

 داخی کوچی دوایی که له پیاوی ریگای ئازادیو رزگاری کوردوستان

که له پیاوی نه ترسیو نه بزی گه وره مان مه رحوم موهه ندیس ئه ده ب له کوردوستانو خه لکی ئه م ولاته زور گوره یه به و هیوایه که خودای مه زنمان روحی ئه و مه ر حومه به به هشتی به رین شاد بکات

لیره دا ئی مه کار به ده ستانی ئه م مالپه ره سر خوشی خومان له خه لکی کوردوستانو بنه ماله ی ئه و به ریزه ده ر ده برین 

                                                      

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
مـن رۆلـَه‌ی موسولـَمانم

 

تاکو له‌ سه‌ر جیهانم   دوژمن به‌‌ هیچ نازانم  هاوار ئه‌که‌م به‌‌زبانم
مـن رۆلـَه‌ی موسـوڵمانم    خـاوه‌ن دیـن و ئـیـمـانـم
لا ناده‌م له‌ ئه‌م دینه‌  بیشه‌م ده‌ن له‌ مه‌کینه‌  لام هیچ نیه‌ ئه‌م ژینه‌
بـاوه‌ڕم زۆر بــه‌تــیـنـه‌    به‌م خوای سه‌ما و زه‌مینه‌
رێگه‌یه‌ راست له‌به‌رمه‌           گه‌ر لێی لاده‌م زه‌ره‌رمه‌          ئه‌ڵێم تا خوینم گه‌رمه‌
»موحه‌ممه‌د«پێغه‌مبه‌رمه‌           فـه‌رمـوده‌ی تاجی سه‌رمه‌
له‌ په‌ڕه‌ی دڵ به‌‌خامه‌   نوسیومه‌ وه‌کو نامه‌  یاسای ئیسلام یاسامه‌
مـوسوڵمان گـشت برامـه‌               نــویـَـژ و رۆژو چــرامـــه‌
چونکه‌ خوا ئه‌گرێ‌ باڵم به‌ سه‌ر دوژمنا زاڵم              به‌‌پاڵ رایان ئه‌ماڵم
هه‌ر چه‌ند ئه‌مڕۆ مناڵم    کـه‌مـه‌ تـه‌مـه‌ن و سـالـَم
تآ ئه‌کۆشم تا ماوم  هه‌ر خه‌ریک دوژمن راوم      نه‌مامێکی نێژراوم
بــه‌ ئـیـَمـان ئـاو دراوم    ئـیـسـلامـه‌ نـوری چــاوم
هه‌ر چی یاسا و نیزامه‌  کـه‌‌ دوژمـنی ئیسـلامه‌   هه‌موی له‌ ‌من حه‌رامه‌
تـا دونـیـا بـه‌رده‌وامــه‌    هــه‌ر قـورئان پێشه‌وامه‌
هیچ‌خه‌م‌مه‌خۆن‌ئه‌ی‌خه‌ڵکی ئیسلام‌ناکه‌وآپه‌کی   به‌ وریایی و زیره‌کی
مـنـم یــار و کـۆمــه‌کـی    هــه‌لــَگـری ئاڵا و چه‌کی
تآ‌ئه‌کۆشم به‌‌تینم  بۆ ئیسلامی شیرینم   تا به‌رزیه‌تی ببینم
سـه‌ربـازی رێگـه‌ی دینم    تـاکـو دواکــاتــی ژیـنـم


پێنج‌خشته‌کی ئیبراهیم مه‌ردۆخی (1972) له‌ سه‌ر شێعری مامۆستا شێخ ئیبراهیمی شانه‌ده‌ری 

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
چرا میترسانی ام؟...چرا؟
 

میگویی امام اول ما گفته است :

                                       بزرگترین گناه ترس است

. . .

پس چرا می ترسانی ام ؟ ... چرا ؟!

 

 

 

مانده ام که عاقبت

این بزرگترین گناه

روی پرونده ی مرا سیاه می کند

                                             یا کارنامه ی تو را ؟

گریبان مرا میگیرد

                         یا دامن تو را ؟

و شاید هر دو را...

و شاید هر دو را...

 

 

 

 

ای هم ریشه !

               که شاخ و برگ مان

                                 بدجوری پیچیده

                                                     به پر و پای هم 

مبادا

که ریشه کن شوی!

 منبع http://www.hamrishe.blogfa.ir/

 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
اینک که‌ اعدام در کمین است،
به‌ ستیز با آن برخیزیم. من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی ، همه برمی خیزند ..... وعده‌ی ما دوشنبه‌ اول مرداد ۸۶ با بستن مغازه و بازار؛پشتیبانی خود را از آزادی "عدنان و هیوا "اعلام کنیم .... ................. ئه‏رکی سه‏رشانی هه‏مو کوردێکه دژ به‏م حوکمه نامرۆڤانه‏یه‏ی کۆماری ئیسلامی راوه‏ستێ.ته‏نانه‏ت تۆش ئه‏توانی به‏رگری بکه‏ی له به‏ڕێوه‏بردنی ئه‏م حوکمه چه‏په‏ڵه. له هه‏ر رێگه‏یه‏که‏وه بێ: له رێگه‏یه‏ی sms به موبایل له رێگه‏ی ته‏له‏فوون به هاورێکان و بنه‏ماڵه‏که‏ت‏ رابگه‏ێینه خه‏ڵک ئاگادار که‏وه له رێگه‏ی وێبلاگه‏که‏ته‏وه ئه‏توانی یارمه‏تی ده‏ر بی له رێگه‏ی...... هه‏ر بژی کورد و کوردستان بمرێ دیکتاتۆریه‏ت
 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
مال په ری مامۆستا ماملێ
 نوشته شده توسط روله ي كرد |  
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
آرشيو مطالب
نويسندگان
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by <-BlogId->.Blogfa.com

  به ده ربه ده ري يام له مالي خوم              له خاکي عه ره ب له ئيرانو روم           کوک و ره شته بم رووت و رجال بم                        کوشکم ده قات بي ويرانه مال بم                   ئازاو رزگار بم شادان و خه ندانيان                        زنجير له مل له سوچي زندان               ساغ بم جحيل بم بگرم گوي سوانان                 يان زارونزار له نه خوشخانان                  دانيشم له سه ر ته ختي خونکاري                           يان له کولانان بکم هه ژاري                  کوردم وله ريي کوردو کوردستان                     سه ر له پي ناوم گيان له سه ر ده ستان                      به کوردي ده ژيم به کوردي ده مرم                        به کوردي ده يده م وه رامي قه برم                           به کورديش ديسان زيندوو ده بمه وه                        له و دنياش بو کورد تي هه لده چمه وه